تبلیغات
پایگاه سایبری رایت الهدی - وقایع هنگام ظهور حضرت مهدی « عج »
 
پایگاه سایبری رایت الهدی
شکوة حضرت مهدی(عج) نزد پیامبر(ص)
علّامه مجلسی(ره) با سندی که آورده از مفضل بن عمر جعفی که از اصحاب امام صادق(علیه السلام) بود، نقل کرده است که:
امام صادق(علیه السلام) فرمود: پس از آن که قائم آل محمّد(عج) ظهور می‌کند و رجعت معصومین انجام شود، آن حضرت در حالی که پیراهن خونین مبارک(ص) در روز شکسته شدن پیشانی و دندان مبارک پیامبر(ص) را بر تن دارد، به حضور پیامبر اسلام(ص) می‌رسد و عرضه می‌دارد:
... فیقول یا جدّاه وصفتنی و دللت علیّ و نسبتنی و سمّیتنی و کنیتنی فجحدتنی الأمّة و تمرّدت و قالت ما ولد و لا کان و أین هو و متی کان و أین یکون و قد مات و لم یعقب و لو کان صحیحاً ما أخّره الله تعالی إلی هذا الوقت المعلوم فصبرت محتسباً و قد أذن الله لی فیها بإذنه یا جدّاه
ای جدّ بزرگوار! تو وصف مرا بیان کردی و مردم را برای شناختن من راهنمایی کردی و نام و نسب و کنیه‌ام را برای آنان بیان کردی. امّا امّت تو، مرا انکار کردند و از فرمانم سرپیچی نمودند.
به طوری که گروهی گفتند: او متولّد نشد و چنین شخصی وجود ندارد. و اگر هست، پس کجاست؟ و در چه زمانی وجود داشته و در کجا زندگی می‌کند؟ و یا گفتند او مرده است و هیچ فرزندی بر جای نگذاشت. و گفتند: اگر این حرف‌ها ـ که امام زمان وجود دارد ـ صحیح بود، هرگز خدا او را این همه سال، دور از مردم نگه نمی‌داشت.
امّا من نظاره‌گر این مسایل بودم و صبر کردم تا این که اکنون خداوند اجازة ظهورم را عنایت کرد و اکنون از آن همه بلا، به حضورت شکایت می‌آورم.

هدایت شدن راهب ارمنستانی به دستِ امام زمان(عج)
حضرت علی(علیه السلام) در شهر بصره خطبه‌ای بیان کردند که به خطبةالبیان معروف شده است. آن حضرت در این خطبه، شرح مفصّلی از وقایع قبل و بعد از ظهور آن حضرت را بیان فرمودند و یک نمونة آن وقایع را این گونه بیان داشتند که: حضرت مهدی(عج) وقتی ظهور کند، در یکی از جنگ‌ها به ارمنستان بزرگ می‌رسد.
در آن جا مردم ارمنستان بزرگ، وقتی از ورود حضرت مطّلع می‌شوند، یکی از راهبان که بزرگ‌ترین دانشمند در بین آن‌هاست را انتخاب می‌کنند و می‌گویند: به سویش برو و ببین او و لشکریانش از ما چه می‌خواهند.
وقتی راهب ارمنستانی به حضور حضرت مهدی(عج) می‌رسد، خطاب به آن حضرت می‌گوید: آیا مهدی موعود تویی؟
آن حضرت در جواب می‌فرماید:
نعم! أنا المذکور فی انجیلکم، أنا أخرج فی آخر الزّمان
بله! من همان مهدی موعود هستم که در انجیل شما، نام من و وعدة ظهورم آمده است.
پس از آن راهب مسایل زیادی از آن حضرت می‌پرسد و آن حضرت پاسخ می‌گوید و راهب مسلمان می‌شود، امّا ارمنستان تسلیم نمی‌شود و لشکر حضرت بر آن‌ها پیروز می‌گردد.





برای مشاهده به ادامه مطلب بروید .

شکوة حضرت مهدی(عج) نزد پیامبر(ص)
علّامه مجلسی(ره) با سندی که آورده از مفضل بن عمر جعفی که از اصحاب امام صادق(علیه السلام) بود، نقل کرده است که:
امام صادق(علیه السلام) فرمود: پس از آن که قائم آل محمّد(عج) ظهور می‌کند و رجعت معصومین انجام شود، آن حضرت در حالی که پیراهن خونین مبارک(ص) در روز شکسته شدن پیشانی و دندان مبارک پیامبر(ص) را بر تن دارد، به حضور پیامبر اسلام(ص) می‌رسد و عرضه می‌دارد:
... فیقول یا جدّاه وصفتنی و دللت علیّ و نسبتنی و سمّیتنی و کنیتنی فجحدتنی الأمّة و تمرّدت و قالت ما ولد و لا کان و أین هو و متی کان و أین یکون و قد مات و لم یعقب و لو کان صحیحاً ما أخّره الله تعالی إلی هذا الوقت المعلوم فصبرت محتسباً و قد أذن الله لی فیها بإذنه یا جدّاه
ای جدّ بزرگوار! تو وصف مرا بیان کردی و مردم را برای شناختن من راهنمایی کردی و نام و نسب و کنیه‌ام را برای آنان بیان کردی. امّا امّت تو، مرا انکار کردند و از فرمانم سرپیچی نمودند.
به طوری که گروهی گفتند: او متولّد نشد و چنین شخصی وجود ندارد. و اگر هست، پس کجاست؟ و در چه زمانی وجود داشته و در کجا زندگی می‌کند؟ و یا گفتند او مرده است و هیچ فرزندی بر جای نگذاشت. و گفتند: اگر این حرف‌ها ـ که امام زمان وجود دارد ـ صحیح بود، هرگز خدا او را این همه سال، دور از مردم نگه نمی‌داشت.
امّا من نظاره‌گر این مسایل بودم و صبر کردم تا این که اکنون خداوند اجازة ظهورم را عنایت کرد و اکنون از آن همه بلا، به حضورت شکایت می‌آورم.

هدایت شدن راهب ارمنستانی به دستِ امام زمان(عج)
حضرت علی(علیه السلام) در شهر بصره خطبه‌ای بیان کردند که به خطبةالبیان معروف شده است. آن حضرت در این خطبه، شرح مفصّلی از وقایع قبل و بعد از ظهور آن حضرت را بیان فرمودند و یک نمونة آن وقایع را این گونه بیان داشتند که: حضرت مهدی(عج) وقتی ظهور کند، در یکی از جنگ‌ها به ارمنستان بزرگ می‌رسد.
در آن جا مردم ارمنستان بزرگ، وقتی از ورود حضرت مطّلع می‌شوند، یکی از راهبان که بزرگ‌ترین دانشمند در بین آن‌هاست را انتخاب می‌کنند و می‌گویند: به سویش برو و ببین او و لشکریانش از ما چه می‌خواهند.
وقتی راهب ارمنستانی به حضور حضرت مهدی(عج) می‌رسد، خطاب به آن حضرت می‌گوید: آیا مهدی موعود تویی؟
آن حضرت در جواب می‌فرماید:
نعم! أنا المذکور فی انجیلکم، أنا أخرج فی آخر الزّمان
بله! من همان مهدی موعود هستم که در انجیل شما، نام من و وعدة ظهورم آمده است.
پس از آن راهب مسایل زیادی از آن حضرت می‌پرسد و آن حضرت پاسخ می‌گوید و راهب مسلمان می‌شود، امّا ارمنستان تسلیم نمی‌شود و لشکر حضرت بر آن‌ها پیروز می‌گردد.

سفیانی و ظهور
ابن حماد از حضرت علی(علیه السلام) نقل کرده است که فرمود:
آن گاه که سفیانی با پرچم‌های سیاه و با همراهی شعیب بن صالح سر به شورش برمی‌دارد، مردم برای خلاصی از شرّ او، ظهور حضرت مهدی(عج) را آرزو می‌کنند.
آنجاست که حضرت مهدی(عج) در حالی که پرچم حضرت رسول خدا(ص) را در دست دارد، از مکّه ظاهر می‌شود و این زمانی است که مردم از قیام و ظاهر شدن آن حضرت مأیوس می‌شوند.
امّا او در همان روزگار ناامیدی مردم ظاهر می‌شود، ابتدا دو رکعت نماز می‌‌خواند و بعد از نماز، خطاب به مردم می‌فرماید:
یا ایّها النّاس! الحّ البلاء بأمّة محمّد و باهل بیته خاصّة فهو باغ بغی علینا
ای مردم! بلاء و گرفتاری بر امّت محمّد(ص) و به ویژه بر اهل بیت محمّد(علیه السلام) هجوم آورده است. اکنون او «سفیانی» تجاوزگری است که بر علیه ما طغیان کرده است.

نماز جماعت به امامت حضرت مهدی(عج) در بیت‌المقدّس
ما رواه متصلا إلی النبی(ص) أنه قال فیلتفت المهدی و قد نزل عیسی ابن مریم کأنما یقطر من شعره الماء فیقول المهدی تقدم صل بالناس
از حضرت رسول‌الله(ص) نقل شده است که فرمود:
وقتی قائم آل محمّد(عج) ظهور کند، مردم آمادة نماز جماعت به امامت حضرت صاحب الزّمان(عج) می‌شوند، که در آن روز حضرت عیسی بن مریم(علیه السلام) از آسمان به زمین می‌آید و آن چنان با عجله می‌رسد و عرق می‌کند که گویا از مویش عرق جاری است.
حضرت صاحب الزّمان(عج) خطاب به عیسی(علیه السلام) می‌فرماید:
بفرمایید و امام جماعت شوید.
حضرت عیسی(علیه السلام) می‌گوید: این جماعت به خاطر شما برپا شده است که امام باشی و ما مأمور تو باشیم.

پند و موعظه‌های حضرت مهدی(عج) در هنگام ظهور
امام باقر(علیه السلام) فرمود: حضرت مهدی(عج) «در زمان ظهور» در وقت عشاء از مکّه ظاهر می‌شود، در حالی که پرچم و پیراهن و شمشیر پیامبر اسلام(ص) را به همراه دارد و با نشانه‌ها و نور و بیان همراه است و پس از به جای آوردن نماز عشاء، با صدای بلند فریاد می‌زند و می‌فرماید:
أذکرکم الله ایّها النّاس و مقامکم بین یدی ربّکم فقد التّخذ الحجّة و بعث الأنبیاء و أنزل الکتاب وامرکم أن لا تشرکوا به شیئاً و ان تحافظوا علی طاعته و طاعة رسوله و أن تحیوا ما احیا القرآن و تمیتوا ما امات و تکونوا اعواناً علی الهدی و وزراً علی التّقوی.
فإنّ الدّنیا قد دنا فناءها و زوالها و آذنت بالوداع فانّی ادعوکم الی الله و الی رسوله والعمل بکتابه و اماتة الباطل و احیاء سنّته
ای مردم! خدا را به شما یادآوری می‌کنم و نیز جایگاهتان در پیشگاه خدا را به یادتان می‌آوردم. البتّه خدا حجّت انتخاب کرد و پیامبران را مبعوث نمود و کتاب الهی را نازل کرد و به شما دستور داد از هر گونه شرک پنهان یا آشکار بپرهیزید. و همواره بر اطاعت از خدا و پیامبرش پایدار باشید و زنده نگه دارید هر آن چه را که قرآن زنده نگه داشت و به نابودی بکشانید، هر آن چه را که قرآن به نابودی کشاند.
و یاوران هدایت و دژ محکم تقوی و پرهیزکاری باشید، زیرا که فناء و نابودی دنیا نزدیک است و دنیا اعلان خداحافظی و وداع کرده است.
همانا من شما را به سوی خدا و پیامبرش و عمل به قرآن و نابود ساختن باطل و زنده نگه داشتن سنّت پیامبر دعوت می‌کنم.

مقام و منزلت حضرت مهدی(عج)
قال ابن جریح أخبرنی أبو الزّبیر أنّه سمع جابر بن عبدالله یقول سمعت النّبیّ(ص) یقول کیف أنتم إذا نزل عیسی ابن مریم فیقول أمیرهم تعال صلّ بنا فیقول لا إنّ بعضکم علی بعض أمراء تکرمة من عندالله لهذه الأمّة
جابر گوید: حضرت رسول خدا(ص) فرمود: زمانی که مهدی ظهور کند حضرت عیسی از آسمان فرود می‌آید، در آن جا حضرت مهدی(عج) خطاب به حضرت عیسی(علیه السلام) می‌فرماید:
بیا امام جماعت ما باش!
حضرت عیسی(علیه السلام) می‌گوید:
نه، من نباید امام شما بشوم، بعضی از شما امیر و فرمانروای بعضی دیگرند. این کرامتی است که خداوند به این امّت [امّت محمّد] داده است.

امام زمان(عج) و نفس زکیّه
بالإسناد یرفعه إلی أبی بصیر عن أبی جعفر(علیه السلام) فی حدیث طویل إلی أن قال یقول القائم(عج) لأصحابه یا قوم إنّ أهل مکّة لا یریدوننی ولکنّی مرسل إلیهم لأحتجّ علیهم بما ینبغی لمثلی أن یحتجّ علیهم فیدعو رجلاً من أصحابه فیقول له امض إلی أهل مکّة فقل یا أهل مکّة أنا رسول فلان إلیکم و هو یقول لکم إنّا أهل بیت الرّحمة و معدن الرّسالة والخلافة و نحن ذرّیّة محمّد و سلالة النّبیّین و إنّا قد ظلمنا واضطهدنا و قهرنا وابتزّ منّا حقّنا منذ قبض نبیّنا إلی یومنا هذا فنحن نستنصرکم فانصرونا
در مورد ظهور حضرت مهدی(عج)، ابو بصیر حدیثی طولانی از امام باقر(علیه السلام) نقل کرده است که آن حضرت فرمود:
حضرت صاحب الزّمان(عج) قبل از ظهور و تکیه زدن بر دیوار کعبه، ابتدا به بیان فضایل اهل بیت(علیه السلام) می‌پردازد. حضرت خطاب به اصحابش می‌فرماید:
ای یاران من! همانا اهل مکّه ما را دوست نمی‌دارند و با ما همراه نیستند. امّا من به سوی آنان استدلال کنم و حقّانیّت خود را به اثبات برسانم.
سپس مردی از اصحاب خویش [نفس زکیّه] را فرا می‌خواند و خطاب به او می‌فرماید:
به سوی اهل مکّه برو و بگو: ای اهل مکّه! من فرستادة فلانی [امام زمان(عج)] هستم. او برای شما پیام فرستاده و فرمود: ما اهل بیت رحمت و معدن رسالت و خلافت هستیم. ما از نسل محمّد(ص) و سلسلة پیامبران هستیم، به ما ستم شد و مورد آزار و اذیّت قرار گرفتیم و شکست ظاهری را بر ما تحمیل کردند و از روزی که پیامبر اسلام(ص) رحلت کرد، تا به امروز، دشمنان حقّ ما را به زور از ما گرفتند. پس ما از شما یاری می‌طلبیم، پس به کمک ما بیایید.

نشانة ظهور
قال أبو عبدالله محمّد بن زید فحدّثت أبابکر محمّد بن أبی دارم الیمامیّ و هو من أحد مشایخ الحشویّة بهذین الحدیثین فقال هذا حقّ جاءنی منذ سنیّات ابن أخت أبی بکر بن النّخالیّ العطّار و هو صوفیّ یصحب الصّوفیّة فقلت من أین و أین کنت فقال لی أنا مسافر منذ سبع عشرة سنة فقلت له فأیش أعجب ما رأیت فقال نزلت بالإسکندریّة فی خان ینزله الغرباء و کان فی وسط الخان مسجد یصلّی فیه أهل الخان و له إمام و کان شابّ یخرج من بیت له غرفة فیصلّی خلف الإمام و یرجع من وقته إلی بیته و لا یلبث مع الجماعة قال فقلت لمّا طال ذلک علیّ و رأیت منظره شابّ نظیف علیه عباء أنا والله أحبّ خدمتک والتّشرّف بین یدیک فقال شأنک فلم أزل أخدمه حتّی أنس بی الأنس التّامّ فقلت له ذات یوم من أنت اعزّک الله قال أنا صاحب الحقّ فقلت له یا سیّدی متی تظهر فقال لیس هذا أوان ظهوری و قد بقی مدّة من الزّمان فلم أزل علی خدمته تلک و هو علی حالته من صلاة الجماعة و ترک الخوض فیما لا یعنیه إلی أن قال أحتاج إلی السّفر فقلت له أنا معک ثمّ قلت له یا سیّدی متی یظهر أمرک قال علامة ظهور أمری کثرة الهرج والمرج والفتن و آتی مکّة فأکون فی المسجد الحرام فیقال انصبوا لنا إماماً و یکثر الکلام حتّی یقوم رجل من النّاس فینظر فی وجهی ثمّ یقول یا معشر النّاس هذا المهدیّ انظروا إلیه فیأخذون بیدی و ینصبونّی بین الرّکن والمقام فیبایع النّاس عند إیاسهم عنّی
مرحوم علّامه مجلسی(ره) از یمامی نقل کرده است که گفت: از پسر خواهر ابوبکر بن نخالی عطّار که عارف یا صوفی مسلک بود، پرسیدم: هفده سالی که در سفر بودی، چیز عجیبی ندیدی که نقل کنی؟ او گفت: زمانی که وارد اسکندریّه شدم، در کاروان سرایی اطراق کردم. در آن جا مسجدی بود که نماز جماعت در آن برگزار می‌شد. جوانی را می‌دیدم که هر روز دیر می‌آید، پشت سر امام جماعت نماز می‌‌خواند و زود می‌رود و با مردم، هم صحبت نمی‌شود.
به خاطر هیبتی که داشت از او خواستم اجازه دهد که من در خدمتش باشم.
آن جوان فرمود:
می‌توانی با من باشی.
پس از مدّتی که در خدمتش بودم و او با من انس گرفت، پرسیدم تو کیستی؟
آن حضرت فرمود:
منم صاحب حق صاحب الزّمان(عج)
عرض کردم: پس چه زمانی ظهور می‌کنی؟ آن حضرت فرمود: این روزها زمان ظهور من نیست.
راوی می‌گوید: از این پس همچنان در خدمتش بودم و او بر طبق معمول به نماز حاجت حاضر می‌شود، تا این که روزی فرمود:
می‌‌‌خواهم به مسافرت بروم.
عرض کردم: اگر اجازه بفرمایید من هم همراهتان بیایم.
ایشان اجازه دادند و من به همراه ایشان به مسافرت رفتیم. در یکی از روزهای سفر از ایشان پرسیدم: مولای من! پس جریان حکومت تو کی آشکار می‌شود؟ و در چه زمانی ظهور خواهی کرد؟ آن حضرت فرمود:
نشانة ظهور من آن است که هرج و مرج و آشوب و بی‌نظمی و فتنه و فساد زیاد می‌شود. در آن زمان من به مکّه می‌آیم و وارد مسجدالحرام می‌شوم، در حالی که مردم از بزرگان خود و از عاقلان قوم خود می‌خواهند و می‌گویند حال که هرچه منتظر ماندیم، امام زمان(عج) ظهور نکرد، پس امامی را انتخاب کنند، و از هر طرف فریادی بلند است، رهبر و امامی انتخاب کنید و مشاجره بالا می‌گیرد. در این زمان شخصی از جا برمی‌خیزد و نگاهش به چهرة من می‌افتد و فریاد می‌زند: ای مردم به این شخص نگاه کنید، این مهدی است! و همه می‌آیند و دستم را می‌گیرند و من را بین رکن و مقام قرار می‌دهند و مردم پس از آن همه سرگردانی و یأس و ناامیدی با من بیعت می‌کنند.

مسجد کوفه
أبو محمّد المحمّدیّ عن محمّد بن علیّ بن الفضل عن أبیه عن محمّد بن إبراهیم بن مالک عن إبراهیم بن بنان الخثعمیّ عن أحمد بن یحیی بن المعتمر عن عمرو بن ثابت عن أبیه عن أبی جعفر(علیه السلام) فی حدیث طویل قال یدخل المهدیّ الکوفه و بها ثلاث رایات قد اضطربت بینها فتصفو له فیدخل حتّی یأتی المنبر و یخطب و لا یدری النّاس ما یقول من البکاء و هو قول رسولالله(ص) کأنّی بالحسنیّ والحسینیّ و قد قاداها فیسلّمها إلی الحسینیّ فیبایعونه فإذا کانت الجمعة الثّانیة قال النّاس یا ابن رسول الله الصّلاة خلفک تضاهی الصّلاة خلف رسول‌الله(ص) والمسجد لا یسعنا فیقول أنا مرتاد لکم فیخرج إلی الغریّ فیخطّ مسجداً له ألف باب یسع النّاس علیه أصیص و یبعث فیحفر من خلف قبر الحسین(علیه السلام) لهم نهراً یجری إلی الغریّین حتّی ینبذ فی النّجف و یعمل علی فوّهته قناطر و أرحاء فی السّبیل و کأنّی بالعجوز و علی رأسها مکتل فیه برّ حتّی تطحنه بکربلاء
براساس روایتی که مرحوم شیخ طوسی(ره) و علّامه مجلسی(ره) نقل کرده‌اند، می‌توان برداشت کرد که یکی از ملاقات‌های سردار حسنی و حضرت صاحب الزّمان(عج) در کوفه است و شهر کوفه در زمان ظهور آن حضرت، تحت رهبری یک سردار حسنی است، در برابر حضرت مهدی(عج) تسلیم می‌شود.
امام باقر(علیه السلام) فرمود:
قائم آل محمّد وقتی ظهور می‌کند، وارد کوفه می‌شود و آن زمانی است که کوفه با شنیدن خبر ظهور به پا خواسته است و سه پرچم در شهر، تحت سرپرستی آن سردار حسنی، در اهتزار است و مردم همگی آمادة پذیرایی از آن حضرت می‌شوند.
آن بزرگوار وارد شهر می‌شود و بر منبر می‌رود و خطبه می‌خواند، ولی مردم از شدّت گریه نمی‌توانند به حرفش گوش دهند و نمی‌فهمند که چه می‌گوید.
این ورود به کوفه مصداق همان فرمایش پیامبر خداست که فرمود: گویا هم اکنون می‌بینم که سردار حسنی و آن سردار حسینی «حضرت مهدی(عج)» هر دو پرچم قیام و رهبری را به دست می‌گیرند و شهر تسلیم سردار حسینی «حضرت مهدی(عج)» می‌شود و مردم با او بیعت می‌کنند.
وقتی جمعة دوّم فرا می‌رسد، مردم خطاب به حضرت صاحب الزّمان(عج) می‌گویند: یابن رسول‌الله! نماز خواندن پشت سر تو، همانند نماز خواندن پشت سر پیامبر خداست. در حالی که مسجد کوفه گنجایش این همه جمعیّت را ندارد.
حضرت صاحب الزّمان(عج) می‌فرماید:
من برایتان مسجدی آماده می‌کنم.
پس از آن به سوی نجف اشرف می‌رود و نقشة مسجد بسیار مستحکم و بزرگی را طرح‌ریزی می‌کند که هزار درب دارد. سپس دستور می‌دهد از قسمت پشت مزار امام حسین(علیه السلام) در کربلا، نهری جاری کنند که در زمین‌های نجف و کوفه جاری می‌شود و کشاورزان از آن نهر استفاده می‌کنند و در مسیر آن نهر، پل‌ها و آسیاب‌های بادی ساخته می‌شود.
امام باقر(علیه السلام) فرمود:
گویا هم اکنون می‌بینم، زنی از اهل کوفه را که زنبیل گندمی روی سر گذاشته و به طرف کربلا می‌رود که در آسیاب‌های بین راه کربلا آرد کند.

استفاده از علم غیب در قضاوت‌ها
ابن عقدة عن علیّ بن الحسن التّیملیّ عن أبیه عن الحسن بن علیّ بن یوسف و محمّد بن علیّ عن سعدان بن مسلم عن بعض رجاله عن أبی عبدالله(علیه السلام) أنّه قال بینا الرّجل علی رأس القائم(عج) یأمره و ینهاه إذ قال أدیروه فیدیرونه إلی قدّامه فیأمر بضرب عنقه فلا یبقی فی الخافقین شیء إلّا خافه
از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که در مورد امام زمان(عج) فرمود:
او وقتی بیاید از باطن افراد آگاهی دارد به گونه‌ای که با آگاهی از باطن پلید شخص، به نیروهایش دستور می‌دهد:
او را جلوی من بیاورید.
سربازان آن شخص را جلوی امام حاضر می‌کنند و امام دستور می‌دهد گردنش را بزنند. به همین دلیل است که در شرق و غرب عالم، همگان از آن حضرت می‌ترسند چون می‌دانند که از باطن افراد آگاه است... .

پیشگویی امام زمان(عج) از طریق علم غیب
حدّثنا أبوالحسن علیّ بن موسی بن أحمد بن إبراهیم بن محمّد بن عبدالله بن موسی بن جعفر بن محمّد بن علیّ بن الحسین بن علیّ بن أبی طالب(علیه السلام) قال وجدت فی کتاب أبی رضی الله عنه حدّثنا محمّد بن أحمد الطّوال عن أبیه عن الحسن بن علیّ الطّبری عن أبی جعفر محمّد بن علیّ بن مهزیار قال سمعت أبی یقول سمعت جدّی علیّ بن مهزیار... فقال لی یا ابن مهزیار کیف خلّفت إخوانک بالعراق قلت فی ضنک عیش و هناة قد تواترت علیهم سیوف بنی الشّیصبان فقال قاتلهم الله أنّی یؤفکون کأنّی بالقوم و قد قتلوا فی دیارهم و أخذهم أمر ربّهم لیلاً أو نهاراً فقلت متی یکون ذلک یا ابن رسول‌الله فقال إذا حیل بینکم و بین سبیل الکعبة بأقوام لا خلاق لهم والله و رسوله منهم براء و ظهرت الحمرة فی السّماء ثلاثاً فیها أعمدة کأعمدة اللّجین تتلألأ نوراً و یخرج الشروسی من أرمنیة [إرمینیّة] و آذربیجان یرید وراء الرّیّ الجبل الأسود المتلاحم بالجبل الأحمر لزیق جبال طالقان فتکون بینه و بین المروزیّ وقعة صیلمانیّة یشیب فیها الصّغیر و یهرم منها الکبیر و یظهر القتل بینهما فعندها توقّعوا خروجه إلی الزّوراء فلا یلبث بها حتّی یوافی ماهان ثمّ یوافی واسط العراق فیقیم بها سنة أو دونها ثمّ یخرج إلی کوفان فتکون بینهم وقعة من النّجف إلی الحیرة إلی الغریّ وقعة شدیدة تذهل منها العقول فعندها یکون بوار الفئتین و علی الله حصاد الباقین ثمّ تلا بسم الله الرّحمن الرّحیم أتاها أمرنا لیلاً و نهاراً فجعلناها حصیداً کأن لم تغن بالأمس فقلت سیّدی یا ابن رسول‌الله ما الأمر قال نحن أمر الله عزّوجلّ و جنوده قلت سیّدی یا ابن رسول‌الله حان الوقت قال واقتربت السّاعة وانشقّ القمر
در مورد علایم و نشانه‌های ظهور حضرت مهدی(عج) نکته‌ای مهمّ باید مورد توجّه جدّی قرار گیرد، و آن این است که در موقع پیدایش علایم و نشانه‌ها این گونه نیست که ظهور حضرت مهدی(عج) فرا رسیده باشد، و بعد بگوییم پس چرا قائم آل محمّد(عج) نیامد؟
بلکه با پیدا شدن آن نشانه‌ها، انتظار شدّت می‌گیرد و زمان ظهور نزدیک می‌شود و در نتیجه باید هیجان انتظار بیشتر شود و خانه تکانی نفس و خانواده و جامعه دقیق‌تر انجام شود.
و این علایم و نشانه‌ها را گاهی پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم(علیه السلام) بیان کرده‌اند و گاهی خود حضرت صاحب الزّمان(عج) به تناسب به بیان علایم و نشانه‌ها پرداخته‌اند.
در این مورد علی بن مهزیار می‌گوید: حضرت مهدی(عج) که جان ما فدایش باد، فرمود:
ای پسر مهزیار! دوستانت در عراق در چه حالی هستند؟ گفتم: در تنگنای زندگی و فقدان آسایش گرفتارند. و گروه بنی شیصبان بر آن‌ها مسلّط هستند. آن حضرت فرمود:
خدا آنان را بکشد، چگونه از حق انحراف می‌یابند گویا می‌بینم که عذاب الهی شب و روز آن‌ها را فرا گرفته و در همان شهر خود کشتار می‌شوند.
عرض کردم: ای پسر رسول خدا! چه زمانی چنین اتّفاقی می‌افتد؟ آن حضرت فرمود:
زمانی است که در شهرهای بین راه عراق و مکّه، گروهی مسلّط می‌شوند و مانع از ورود شما برای زیارت کعبه می‌گردند که هیچ وجهة دینی ندارند و خداوند و پیامبر او از آنان بیزارند.
و یک سرخی خاصّی در سه ناحیه از آسمان پیدا می‌شود که در هر یک از آن‌ها ستونی از نور همانند ستون نقره‌ای وجود دارد که می‌درخشد و از منطقة ارمنستان و آذربایجان برای تسخیر سرزمین‌های پشت منطقة ری [تهران] یعنی کوه سرسبزی که چسبیده به کوه سرخ و کوه طالقان است، خروج می‌کند.
و آن جنگ صیلمانی، [جنگ شدید و سخت] بین او و بین مروزی [مروی] واقع می‌شود و آن جنگی خواهد شد که کودکان را پیر و پیران را فرتوت و در بین آنان کشتار به راه می‌افتد.
در آن زمان در انتظار هجوم «سیروس» به بغداد باشید، او در آن منطقه به پیش می‌رود، تا به منطقة باهات می‌رسد و سپس به منطقة واسط می‌رود و در آنجا حدود یک سال یا کمتر می‌ماند.
پس از آن به طرف کوفه می‌رود و از شهر نجف تا حیره وکلّاً در منطقة نجف، چنان جنگی رخ می‌دهد که وصف آن در عقل نمی‌گنجد و صحنة آن جنگ، جهنّمی از هلاکت برای دو گروه خواهد بود و نابود ساختن و درو کردن باقی ماندة آن دو گروه هم با خداست. که آنان را نابود می‌کند.
سپس حضرت مهدی(عج) این آیه از قرآن را تلاوت کرد:
به نام خداوند بخشندة مهربان
«ناگهان» فرمان ما شب هنگام یا در روز، «برای نابودی آنان» فرا می‌رسد، «سرما یا صاعقه‌ای بر آنان مسلّط می‌سازیم» و چنان آن‌ها را درو می‌کنیم که گویی دیروز هرگز چنین کشتزاری نبوده است.
پرسیدم: مولای من! ای پسر پیامبر خدا! این که قرآن می‌فرماید: امر ما آمد، این امر به چه معنا است؟
آن حضرت فرمود:
«امر خدا و لشکریان او ما هستیم.»
پرسیدم: ای مولای من! ای پسر پیامبر خدا! آیا وقت ظهور رسیده است؟
آن حضرت این آیه از قرآن را قرائت فرمود:
قیامت نزدیک شد و ماه از هم شکافت.

بسیج همگانی برای جنگ با سفیانی
الفضل عن ابن أبی عمیر وابن بزیع عن منصور بن یونس بن إسماعیل بن جابر عن أبی خالد الکابلیّ عن أبی جعفر(علیه السلام) قال إذا دخل القائم الکوفة لم یبق مؤمن إلّا و هو بها أو یجیء إلیها و هو قول أمیرالمؤمنین علیه السّلام و یقول لأصحابه سیروا بنا إلی هذه الطّاغیة فیسیر إلیه
امام باقر(علیه السلام) فرمود:
هرگاه قائم آل محمّد(عج) وارد کوفه شود، هیچ مؤمنی در روی زمین باقی نمی‌ماند، مگر این که در کوفه حاضر است و یا در راه رسیدن به کوفه می‌باشد این که می‌گوییم او به کوفه می‌آید، فرمودة حضرت امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) است که فرمود: هرگاه قائم آل محمّد(عج) به کوفه بیاید، خطاب به یارانش می‌فرماید:
و به سوی نبرد با این طغیان کننده [سفیانی] بروید.
و حضرت علی(علیه السلام) اضافه کردند که خود حضرت مهدی(عج) نیز برای جنگ با سفیانی حرکت می‌کند. 

نوع مطلب : مهدویت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی